|
دل واژه ها (یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند*طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم)
| ||
|
این بار هم که تاول پاهایم خشک شود دوباره عاشقت میشوم دوباره راه میافتم دوباره گم میشوم هر طور شده این راه را تا آخر می روم
( کیکاووس یاکیده )
[ دوشنبه 25 اردیبهشت1391 ] [ 12:18 ] [ alone boy ]
آرزویت را که میکنم لحظه ی آمدنت انگار دوباره پرستو ها نیامده کوچ میکنند و من چنین نامنتظر تو را و بهار را از نو آرزو میکنم تو ببین چه میکنی که من پر از فلوت و دریا شده ام !
"مهدیه لطیفی" [ سه شنبه 19 اردیبهشت1391 ] [ 7:50 ] [ alone boy ]
در میان این همه سکوت و تاریکی بعد از فراق نبودنت و گذشت سالها از آن روز نحس كه تو رفتی و من ماندم و هراس و تنهایی امشب عجیب دلتنگ توام عطر تنت را جستم و آرامش آغوشت را قلبم لرزيد و اشكهايم امان نداد گريستم گريستم براي زود رفتنت گريستم براي نبودنت چرا نماندي ؟ كاش قلب ضعيفت امان ميداد تا تو بماني و من سالها پرستار تو باشم مادر بزرگ، كاش ميماندي
چگونه باور کنم نبودنت را لب بستن و قصه نگفتنت را
[ چهارشنبه 6 اردیبهشت1391 ] [ 19:39 ] [ alone boy ]
برای من دوست داشتن آخرین دلیل دانایی ست اما هوا همیشه آفتابی نیست عشق همیشه علامت رستگاری نیست و من گاهی اوقات مجبورم به آرامش عمیق سنگ حسادت کنم چقدر خیالش آسوده است چقدر تحمل سکوتش طولانی است چقدر ...
[ جمعه 1 اردیبهشت1391 ] [ 17:24 ] [ alone boy ]
حالم خوب است هنوز خواب می بینم ابری می آید و مرا تا سر آغاز روییدن بدرقه می کند تابستان که بیاید نمی دانم چند ساله می شوم اما صدای غریبی مرتب می خوانَدم : تو کی خواهی مرد!؟ به کوری چشم کلاغ؛ عقابها هرگز نمی میرند مهم نیست ! تو که آن بید لب حوض را به خاطر داری ! همین امروز غروب برایش دو شعر از نیما خواندم او هم خم شد بر آب و گفت : گیسوانم را مثل «ری را» بباف سید علی صالحی [ یکشنبه 27 فروردین1391 ] [ 14:57 ] [ alone boy ]
وقتی که تو نیستی به کدام جانب جهان بگریزم ...
(( علی صالحی )) [ دوشنبه 21 فروردین1391 ] [ 20:7 ] [ alone boy ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||